من اگر خدا بودم : تأکیدم به عاشقی بود نه ترس و تقوا .........!!! دمت گرم ، ما رو بفرست مرحله ی بعد دیگه .........! این مرحله که همش غوله .........!!!!!!!!!!!!!!!!! گوشه ای نوشت : خدایا امشب خیلی خسته ام بیدارم نکن .......! .......................................................................... راستش را بگو تو همان " این نیز " هستی که همیشه می گذری !؟ ............................................................................ می دانی تنهایی کجایش درد دارد !؟ انکارش................! ........................................................................... دیگر نمی گویم : گشتم نبود نگرد نیست. صادقانه می گویم : گشتم بود اما مالِ من نبود......! ......................................................................... آنان که عوض شدنشان بعید است عوضی شدنشان قطعی ست. شک نکن..........! .......................................................................... صبر کن سهراب ! گفته بودی : قایقی خواهم ساخت ، دور خواهم شد ازین خاکِ غریب..........! قایقت جا دارد ....!!!؟؟؟؟؟؟ من هم از همهمه ی اهلِ زمین دلگیرم.........! هر چه سایه بخواهی ، از خواب ستاره خواهی چید ، هر چه نور بخواهی از چشمِ توتیا خواهی دید ، و من فقط نگاهشان کردم گفتم : من اهلِ قناعت به همین سقفِ ساده و همین چراغ شکسته ام ! دیگر چه می خواهم از ستاره و آفتاب ، یا ترانه و توتیا ........؟! گفتند : هوا جورِ عجیبی روشن است آب از آب تکان نمی خورد ، نور و سایه ، سکوت ، وسوسه ، باران .........! پا به پا پسینِ روزی دور افتاده بود ، ما رفتیم ! اما سکوت را برده بودند ، شب را شنیده بودند ! و دریا را رودی بود که از بالای کوه می آمد. ما بالای کوه نشسته بودیم ، گفتند : چیزی بگو ! نور و سایه و ترانه دیگر چیست ؟ هر چه دارید ، هر چه هست ، هر چه باید و همین چراغ هر چه باید و همین سقفِ ساده حتی برای شما ، فقط راحتم بگذارید بگذارید به حالِ خودم بروم و هوای سیگاری صحبتِ ساده ای ، یک تبسم خالی علاقه ی پاکی به آب ، آدمی ، آسمان ......... شما که شاعر نبوده اید..........!!!!!!!!!!!!!!!! نیش زدن طبیعت شان است ! سال هاست که به هوای ابری می گویند : خراب ...................!!!!!!!!!!!! به سلامتی فاحشه های شهرمان ! که جز خود ، کسی را نفروختند ............. بهترین داشته هایم : مرا عفو کنید. قبل از عید به خاطر لگد نکردن یکی از توله سگ هایم زمین خوردم و متاسفانه از ناحیه ی کمر دچار مشکلات اساسی شدم. نشستن برایم دشوار و راه رفتن واویلا شده ! اگر دیر جواب می دهم مرا به قشنگی و بزرگی محبتتان و عشقی که برایم با دیدنِ نامتان هدیه می آورید ببخشید. من همیشه هستم چون قدیم ! و شک نکنید در اولین فرصت جواب شما دوستانِ مهربان و انسان های از جنسِ آب و آینه را خواهم داد. دست بوسِ همه تان هستم و به داشتنتان مباهات می کنم. شاد باشید شاد زندگی کنید و شادی را هدیه بدهید........ نرم ، نرمک می رسد اینک بهار تُف به قبرِ روزگار ...........!!! سالی که گذشت یک خوبی بزرگ داشت : هرگز نمی گوییم : یادش به خیر ...........! زندگی باورِ آرزوهای قشنگ است برایتان آرزوی های قشنگ می کنم آنها را باور کنید . نوروزِ باستانی بر همه مبارک و خجسته . اوقاتِ یادهای من ، همین هوای نشستن و دیدن است. خاک را می بویم ، خاک را ........ کنارِ زنی از قبیله ی بادها . حوصله کن ! همه ی آن سال ها ، جهان دویدنم ، کفِ دستی بود با انعکاسِ شبنمش بر گهواره ی گیاه . و نفسی که می رفت از همه سو ، و باز می آمد با عطرِ آسمانی نزدیک ، چندان که دست و روی سایه را در ترنمِ ابر می شستیم . چه خوش بود آن همه خواب ، که پروانه در پوستِ رنگین کمان ، خوابِ عجیبِ مرا می دید . ما ساده بودیم ، ساده ! هر سال خدا ، در شمالی ترین حیاطِ همسایه ارغوانی از تندر بنفش می رویید ، ارغوانی عظیم که کوچه را فرا می گرفت ، و همه ی خانه ها دیوارِ مشترکی داشت . چه آسان بودیم ، آسان ........ مثلِ سادگی مشق و مداد مثلِ همان چند روزِ کوچک سبز ، که لب ها و گونه ها یکی می شد . صد سال به سال های ترانه و شبنم ، صد سال به سال های ستاره و دریا .......... ماهی از سَر گَنده گردد ، نی زِ دُم فتنه از عمامه خیزد ، نی زِ خُم
| Design By : Pichak |

